|
نوشته هاي بي سرنوشت
|
||
|
نگاهی خودمانی به جامعه و آدمها |
تعطیلات عید دو تجربه همزمان ٬ امکان اندیشه به موضوعی واحد را فراهم آورد . یکی خواندن دو کتاب از روان درمانگر مشهور آمریکایی و استاد کرسی روانپزشکی دانشگاه استانفورد - دکتر اروین یالوم - و دیگری ملاقات دوست خانوادگی یکی از یاران نزدیکم که حقوقدان بود و تجربه زیستن در ایران و فرانسه را همزمان داشت . وی از شیوه غیر انسانی پزشکان ایرانی در برخورد با بیماران و این که اکثر پزشکان ایرانی به جای آن که به بیمار بسان انسان بنگرند به او چون سوژه یا به قول رایج خودشان چون کیس ( مورد ) نگاه می کنند شکوه داشت چیزی که معتقد بود در ممالک پیشرفته دنیا به ندرت دیده می شود . هر چند در ایران هم البته نمی توان چون خانم حقوقدان حکمی چنین کلی صادر کرد و در جامعه پزشکی ما هم بسیارند پزشکانی که در نقطه مقابل توصیف فوق قرار دارند اما البته آن چه ذکر آن آمد یکی از معضلات جدی جامعه پزشکی ما می تواند قلمداد گردد . استاد من در انستیتو روانپزشکی جناب دکتر حسن زاده که بر رابطه پزشک و بیمار بسیار تکیه دارند مکرر از پژوهش هایی در غرب ذکر می کنند که مثلا نشان داده استخوان ها زودتر جوش می خورند وقتی ارتوپدها با بیماران خود حرف می زنند و به دردهای آن ها گوش می دهند . این امر مسلمی ست که با پژوهش های کنترل شده هم به اثبات رسیده که چسبندگی بیمار به درمان دارویی و استمرار او در پیگیری درمان تابعی از عوامل متعدد است که از جمله مهم ترین هایش همین شیوه ارتباط است . چیزی که البته نادیده گرفته می شود . اما ارتباط یالوم با این موضوع . وی در آثار متعدد خود از جمله سه کتابی که به کوشش دکتر سپیده حبیب به فارسی برگردانده شده نگاه ویژه ای به رابطه دارد و جدا از تعریف های مرسوم برای آن نقشی ویژه در درمان قایل است . استاد دیگر من جناب دکتر نصر که ایشان هم به مهارت در تفاهم و رابطه بیماران شهره اند مکرر از تجربه هایی می گویند که در مواجهه با پاره ای بیماران بعد از یکی دوجلسه درمانی و بدون اقدام خاص دارویی علایم بیمار تخفیفی قابل توجه یافته است . با این همه باید تاسف خورد چرا از چنین نقش شفابخشی غفلت می کنیم .
ساعتی دیگر سال ۸۷ با همه فراز و فرودها به پایان می رسد . دوست داشتم چون بسیاری در این آخرین یادداشت بر کارنامه کم ورق این سال خود نظری بیندازم . اما دیدم آن چه که عیان است چه حاجت به بیان ! خواستم بهاریه ای بنویسم . باز دیدم چه بهتر آن که به گنجینه ماندگار بزرگترها دستی ببرم . پس با تبریک نوروز و آرزوی روزگاری بهتر و اوقاتی شادتر در سال نو بهاریه مرحوم علی حاتمی را به شما تقدیم می کنم . شاد باشید .
روبرویم نشست . چند کلمه ای تکراری گفت و چند شکایت بی سر و ته . نمی دانستم درد می گوید تنها یا درمان می خواهد . او را می شناختم فقط اندکی اما از چهره و لباس و رفتارش حدس می زدم آدمی ست معمولی با زندگانیی خالی از ماجرا و البته خالی از دغدغه های بسیاری مردمان . خواستم از روی صندلی بلند شوم و او را بدرقه کنم . برنخاست . بی مقدمه لب گشود . نفهمیدم چه شد . چشمانم سیاهی رفت . روی صندلی ولو شدم . از فاجعه ای سخن می گفت . از دردهایی بسیار دردناک و از رنجی دایم . به چهره اش دزدانه نظری انداختم . قطره ای اشک بر گوشه چشمش حلقه زده بود . هنوز استوار می نمود اما . شرمگین شدم از پندار خود . و از زمانه ای که آدمها رنجهای بسیار دارند و حتی سنگ صبوری یافت نمی شود برای شنیدن واگویه هاشان . درمان البته پیشکش . از دردی ۱۲ ساله می گفت . زخمی کهنه که بر هیچ کس ننمایانده بود و اکنون پرده از آن برمی داشت ....
روزهای چهارم و پنجم اسفند " اولین سمینار ملی بررسی رفتارهای خودکشی و پیشگیری از آن " در مرکز همایشهای رازی دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد . یکی از موضوعاتی که در سمینار مورد توجه بود موضوع " رسانه ها و خودکشی " بود . کارشناسان حاضر در نشستی که با محوریت این موضوع برگزار شد به اتفاق از رسانه های مکتوب ٬ شکوه داشتند و شیوه ارایه اخبار خودکشی در روزنامه های کشور را نامطلوب ارزیابی می کردند . واقعیت آن است گاهی در هنگامه دعواهای سیاسی بر سر اموری چون آزادی بیان - که البته از اولویت های زمانه است - سوتفاهمهایی پیش می آید . مثلا تصور می شود طرح بی محابای هر موضوعی مصداقی از آزادی رسانه است و بر عکس اگر به انعکاس توام با محدودیت در خصوص حوزه هایی - مشخصا اجتماعی - توصیه ای صورت پذیرد مصداقی از تحدید آزادی ست . این اصلی پذیرفته در مسلک لیبرال است که تهدید آزادی دیگران یا حقوق آنان مجاز نیست . انتشار بی پرده اخبار خودکشی ٬ کوشش برای دراماتیزه کردن خودکشی ٬ُ درج تیترهایی که تقدیس خودکشی را به ذهن می آورد مانند کاربرد واژه موفق برای خودکشی منجر به مرگ و تحلیل های یک بعدی از پدیده خودکشی بدون توجه به جوانب پیچیده ای که ارزیابی آن در صلاحیت متخصصین است تهدید سلامت و امنیت عمومی ست . بر اساس تحقیقات متعدد صورت گرفته در جهان انتشار اخبار خودکشی به شیوه پیش گفته و به خصوص انعکاس اخبار خودکشی افراد مشهور نه تنها به پیشگیری از خودکشی نمی انجامد بلکه موجی از خودکشی با شیوه ای یکسان را به راه می اندازد . به این تیترها بنگرید :
دختري براي نجات پدر خودكشي كرد. / 14 هزار خودکشی موفق سالانه / دختر جوان با اسلحه شکاري پدرش خودکشي کرد / یک دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران صبح امروز با پرت کردن خود از ساختمان یکی از خوابگاههای این دانشگاه واقع در خیابان ۱۶ آذر خودکشی کرد. / و یا نمونه تاسف بار درج مو به موی خبر خودسوزی مردی در روبروی مجلس که با خبر خودسوزی فردی در یکی از دانشگاهها همراه شد . امید که آتیه بهتر از امروز باشد . توصیه های اتحادیه ملی روزنامه نگاران بریتانیا و ایرلند و انجمن بین المللی روزنامه نگاران (IFJ) می تواند در این راستا ره گشا باشد .
حجم زیادی از اخبار روزنامه ها را این روزها " اخبار انتخابات " تشکیل می دهد . در ایران قاعده ای وجود دارد که زمان انتخابات فرصتی برای طرح دیدگاههایی ست که در شرایط غیرانتخاباتی ٬ امکان مطرح کردن آن ها وجود ندارد . از این رو عجیب نیست که بسیاری از این امکان بهره می برند تا صدای خود را به شهروندان برسانند . پیشاپیش هم مسلم است که برجی جریانها یا از شورای نگهبان تاییدیه ورود نخواهند گرفت یا در صورت شرکت رای چندانی کسب نخواهند کرد . طبعا از این گروه کسی انتظار ارایه برنامه و رهنمود ندارد و گفتار آن ها مورد نقد جدی قرار نخواهد گرفت . اما در مورد معدود نامزدهای دو جریان عمده سیاسی ٬ ناظران سیاسی و شهروندان چشم بدان دارند تا راهکارهای تازه آن ها را برای کشور در صورت اقبال در رقابت ببینند . طبعا برنامه هر گروه بر اساس تحلیل آن گروه از شرایط کشور ٬ امکانات موجود و البته متکی بر تجارب سابق حضور در قدرت تدوین می گردد . به طور مشخص اصلاح طلبان معتقد به قابل نقد بودن عملکرد دولت کنونی در عرصه اقتصاد ٬ سیاست خارجی و داخلی و فرهنگ می باشند . تحلیل تازه ای از کاندیداهای مطرح یعنی آقایان کروبی ٬ خاتمی و موسوی در مورد امکانات موجود در ساختار حقوقی نظام سیاسی و جامعه مدنی وجود ندارد مگر آن که آقای کروبی قدرت چانه زنی خود را در مورد زندانیان سیاسی در زمان ریاست بر مجلس نشان داده است . در مورد تجارب حضور در قدرت هم جز اشاره های کلی چون امکان پبشبرد برنامه ها در صورت پایداری بیشتر وجود ندارد . شاهد این امر هم باز به آقای کروبی بر می گردد و ماجراهایی از جمله آزاد شدن نماینده زندانی مجلس ششم - حسین لقمانیان - . عمده برنامه های ایجابی هم به احیا ساختارهای منحل شده ای چون سازمان مدیریت یا شوراهای تخصصی محدود است. در این میان معمولا پرسش های بی پاسخی چون مگر آقای خاتمی در بسیاری موارد شفاف نبود یا ایستادگی نکرد و نتیجه چه شد ؟ بی پاسخ می ماند . شاید طرح دیدگاههایی چون " برخی رییس جمهور را تدارکاتچی می خواهند " یا فرضیه هر نه روز بحران از تند ترین موضع گیری های رییس جمهوری در سالیان اخیر باشد . یا مگر قدرت چانه زنی آقای کروبی توانست مصوبات مجلس را از تصویب شورای نگهبان بگذراند یا اقبالی در بازشماری آرای انتخابات قبلی ریاست جمهوری یا تایید برخی کاندیداهای حزب اعتماد ملی در انتخابات مجلس هشتم رقم زند ؟ به عنوان یک شهروند با این پرسش های بی پاسخ ٬ تردید های جدی برای رای دادن به اصلاح طلبان در انتخابات آتی دارم .
|
|